آواز ایرانی

شعر و آواز در ایران صدها سال قبل از میلاد مسیح وجود داشته و آنچه امروز به نام موسیقی کلاسیک ایران نام برده می‌شود و همراهی کننده متن‌های آوازی است که با این موسیقی عجین شده است

آموزش آواز سنتی

به بیان احساسات از طریق کلام و شعر به شکل آهنگین که به صورت سینه به سینه منتقل می شود را تعلیم آواز سنتی گویند

آواز ابوعطا

حالت : محرک

 

رنگ : بنفش یا قهوه‌ای روشن

 

عنصر : زمین

 

زمان شنیدن آواز ابوعطا از سر ظهر تا 4 بعد ازظهر می‌باشد .

 

ابوعطا بیان کننده عشق گذشته در یک پیر طریقت با امید و آرزویی بالاست .

 

گوشه‌های اصلی آواز ابوعطا

درآمد
چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هرچه در دو عالم هست
مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
-------
حجاز
در قفس طلبد هر کجا گرفتاری است
من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
-------
پس حجاز به راجه
حذر کنید ز باران دیده سعدی
که قطره سیل شود چون به دیگران پیوست

گوشه‌های كوچك آواز ابوعطا

رامکلی ( 1 ) ، نغمه
گیرم که بر کنی دل سنگین ز مهر من
مهر از دلم چگونه توانی که بر کنی
گیرم که بر کنم دل بردارم از تو مهر
آن مهر و بر که افکنم آن دل کجا برم
-------
رامکلی ( 2 )
دو عاشق متشابه سلوک و را در عشق
یکی رساند و به وصل و دگر به هجران داد
دو کشتی متساوی اثاث و را در هجر
یکی رساند و به ساحل دگر به طوفان داد
-------
خسرو شیرین ( 1 )
نه عشقش را توان از سر بدر کرد
نه با خویش توان یک لحظه سر
نه همچون شمع بر بزمش توان سوخت
نه چون پروانه گرد او گذر کرد
-------
خسرو شیرین ( 2 )
گفتمش سیر ببینم 2  مگر از دل برد
آنچنان جای گرفتست 2 که مشکل برود
دلی از سنگ بیاید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز
تا تحمل کند آن روز که محمل برود
موجم این بار چنان کشتی طاقت بشکست
که عجب باشد اگر تخته به ساحل برود
-------
گبری
نه درد دل می توان     نه درد دل می توان
این درد بنهفت
نه کس را می توان    نه کس را می توان
وین غم خبر کرد
ای گمشده دل کجات جویم
غم فراقت به کی گویم
-------
سیخی
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی بهم سازیم و بنیادش براندازیم
-------
یتیمک
ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
مانند چشم مستت چشم جهان ندیده
همچون تو نازنینی سر تا به پا لطافت
گیتی نشان نداده ایزد نیافریده
از سوز سینه هر دم دودم به سر برآید
چون عود چند باشم در آتش آرمیده
-------
چهارپاره
چه شود به چهره زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
تو شهی و کشور جان توراست
تو مهی و ملک جهان توراست
ز ره کرم چه زیان توراست که نظر به حال گدا کنی
ز تو گر تفقد و گر ستم بود این عنایت و آن کرم
همه از تو خوش بود ای صنم چه وفا کنی چه جفا کنی

درباره زهرا جزایری

از کلیه اساتید، موزیسین‌ها، خوانندگان و دوستان که ما مفتخر به وجود نام عزیزشان در این سایت هستیم خواهشمند است اگر کمی و یا کاستی در مورد اطلاعاتشان درج شده است از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ما را در جریان قرار دهند ، پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما سپاسگزاریم.

آواز سنتی

Site Login